محمد کاووسی- کارشناسی ارشد ۸۵، زینب کریمی- کارشناسی ۸۵

 

مارکس در سال ۱۸۱۸ در ترو یکی از شهرهای جنوب غربی آلمان تولد یافت و در سال ۱۸۸۳ در لندن در همان سالی که کینز متولد شد وفات یافت. پدرش از وکلای مبرز دادگستری بود و با وجود اینکه کلیمی و از خانواده متعصب و روحانی بود، به خاطر موقعیت اجتماعی خود در سال ۱۸۱۷ به مسیحیت گروید.

محیطی که مارکس در آن می­زیست دارای دو خصیصۀ متضاد بود یکی اینکه جامعه انسانی از لحاظ مادی سیر نزولی می­پیمود (وضع کارگران در اوایل کاپیتالیسم بسیار رقت بار بود و ماشینیسم باعث تشدید فقر و تنزل وضع صنعتگران و کشاورزان شد) و دیگر آنکه  از نقطه نظر سیاسی سیر صعودی داشت (انقلاب ۱۸۴۸ عامه مردم را از حق رای برخوردارساخت و این انقلاب اولین انقلاب کارگری در جهان بود.

 

مکانیسم فلسفه دیالیکتیک:

به نظر هگل هر موجودی ، هر فکری و هر نهادی که حیات دارد در سه مرحله تکامل می­یابد. این سه مرحله عبارتند از: تز، آنتی تز، سن­تز که در اصطلاح مرحوم فروغی برنهاده – برابر نهاده- و هم­نهاده به کار رفته است.

در مرحله اول زندگی که تولد و کودکی است انسان وجود دارد و تصدیق به موجودیت خود می­کند که همان تز است.

درمرحله دوم که مرحله جوانی است انسان درعین وجود نفی وجود می­کند و با آداب و سنت و مذهب و خانواده واستاد برخورد عقیده پیدا می­کند.

در مرحله سوم که مرحله بلوغ است به نفی آن قسمت از عقاید شباب که افراطی است و به رد کردارهایی که خیال می­کند از حدود خارج است می پردازد.

در مورد نهاده­های سیاسی نیز این سه مرحله وجود دارد:

۱)   مرحله تز درفرانسه سیستم حکومت سلطنتی استقرار یافت.

۲)   آنتی­تز یا نفی، انقلاب کبیر، حکومت سلطنتی را نفی می کند و در اینجا انقلاب فرانسه نسبت به حکومت سلطنتی نفی است

۳)   نهاد بهتر و عالی­تری موجودیت پیدا می کند که نفی نفی است و سن تزی است از بهترین دو مرحله.

به عقیده مارکس مرحله اول که مرحله تز است مرحله کمونیسم اولیه، بدوی و ناخود آگاه است. مرحله دوم رژیم مالکیت خصوصی استقرار می یابد که جانشین کمونیسم آگاه است، نظامی از دو نظام قبلی به وجود خواهد آمد.

درنظریه مارکسیستی، قانون بازده نزولی کنار گذاشته شده است چون به اعتقاد مارکس نظریه کلاسیک حالت اشباع، به واقع نتیجه فعالیت­های انسان است تا یک قانون طبیعی و اجتناب­ناپذیر. او به توسعۀ اقتصادی از دیدگاه تاریخی و اجتماعی  نگاه می­کند و تاکید کرده است که در دوران سرمایه­داری روابط اجتماعی تولید  بسیار مهمتر از روابط مبادله میان کالا است. بنابراین روابط اجتماعی  تولید زیر بنای اجتماعی- فرهنگی هر جامعه می­باشد. همچنین اعتقاد او برمبنای این بود که جامعه سرمایه داری با انفجار روبرو خواهد شد.

 

مدل رشد اقتصادی مارکس بر چند قانون عمده زیر قرار دارد:

الف: قانون انباشت سرمایه که می گوید تمایل اصلی سرمایه داران انباشت بیشتر و سود بیشتر است.

ب: قانون گرایش نرخ سود به کاهش که نقش اساسی در سقوط مستقیم سرمایه داری دارد.

پ: قانون افزایش متمرکز و تراکم سرمایه که منجر به از بین رفتن بنگاه­های کوچک توسط بنگاه بزرگتر و رشد قدرت­های انحصاری در راه رشد اقتصادی شود.

ت: قانون افزایش تعداد فقرا که براساس آن رشد بدبختی و رنج طبقه کارگر و ثابت بودن  متوسط دستمزدها در سطح معیشتی و رشد بیکاری در نتیجۀ جایگزینی سرمایه  به جای نیروی کار در نتیجۀ پیشرفت­های فنی.

همزمان رخ دادن تمامی موارد فوق باعث تقویت و تشدید تضادهای طبقاتی میان داراها و ندارها شده و طبقۀ کارگر به سرنگونی حکومت سرمایه­داری به پا می­خیزد.

نظر مارکس درباره کاهش نرخ سود نقش اساسی در کل فرآیند فوق دارد. براین اساس اگر هرکالا با w نشان داده شود این ارزش مجموع سرمایه ثابت c، سرمایه متغیرq و ارزش مازاد s‌ می باشد پس:

w = c +q +s

اگر نرخ استثمار را با x نشان داده، در این صورت x = s /q ، قابل توجه است که درنظریۀ کینز q عمدتاً متمرکز بر حقوق و دستمزد کارگران می­باشد. 

انتقادات وارد بر نظریه مارکس:

۱)   همبستگی بین رشد بنگاه ها درجه تراکم همیشه رخ نمی دهد.

۲)   سهم دستمزد در درآمد ملی در بیشتر کشورهای توسعه یافته افزایش یافته است.

۳)   پیش بینی مارکس درباره افزایش  تمرکز و تراکم سرمایه  با وجود صحتش همراه با رشد و توسعه صنایع کوچک بوده است.

مارکس درباره مشکلات کشورهای کمتر توسعه یافته توجه کمتری از خود نشان داد. توجه وی معطوف به مشکلات اقتصادی هند بوده است. مارکس جامعه هند را در آن زمان جامعه ای از نظام های روستایی می داند که افراد در مراکز کشاورزی دور هم جمع شده اند. سیستم اجتماعی – اقتصادی هند سیستمی بسته و راکد است که با توجه به حکومت انگلستان برآن موجب ورود علوم و فنون جدید به آن شده و باعث می شود نفوذ سرمایه  جامعه راکد و ایستای هند را دگرگون سازد که از این به بعد این رابطه  استعماری علیرغم فجایع خود از نظر تاریخی جامعه هند را رو به جلو می برد و می تواند شوکی را به این جامعه وارد کند و آن را وارد عصر مدرن کند.

۵ دیدگاه to “نظریه توسعۀ اقتصادی مارکس”

  1. I read a few topics. I respect your work and added blog to favorites.

  2. سلام…
    خیلی خوشحال شدم که با این وبساییتون آشنا شدم…ممنونم از اینکه آدرس این وبسایتو به ما دادید..مطالب بسیار خوبی تو این وبسایت هست مه مطمئنا به درد ما می خوره…
    ببخشید برای لینک شدن تو این سایت شرایط خاصی لازمه؟ یعنی منظورم اینه که فقط هیئت های علمی رو لینک می کنید یا وبلاگ دانشجویان هم لینک میشن…؟
    بازم ممنون از وبسایت خوبتون…

  3. I liked it. So much useful material. I read with great interest.

  4. Interesting and informative. But will you write about this one more?

  5. Are you a professional journalist? You write very well.

Leave a Reply

برچسب‌هایی که می‌توانید استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>